و بالاخره اولین پادکست رسمی ز... مثل زندگی

 

نوع مطلب :پادکست ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::

با سلام به شما خوبان
طی چند سالی که با وبسایت ز مثل زندگی در خدمت شما هستیم، پیگیری‌ها، نظرات و پیشنهادات سازنده شما دلیلی شد تا بتوانیم بر حساسیت و کیفیت مطالب و نوشته های خود بیفزاییم. در همه این سال‌ها با افزایش روز افزون نفوذ اینترنت در زندگی مردم و به وجود آمدن روش های ارتباطی جدید در این حوزه بر آن شدیم تا خود نیز سوار بر اسب پیشتاز تکنولوژی با شما همسو شویم. در همین راستا اولین قسمت از اولین مجموعه پادکست خود با نام ز مثل زندگی را اجرا و منتشر کردیم. اجرای وبسایت رسمی ز مثل زندگی نیز در مراحل پایانی خود قرار دارد و به زودی با مطالبی جدید و مجموعه پادکست های دیگر در خدمت شما خواهد بود.
قطعا پیشنهادات و انتقادات شما در ارائه هر چه بهتر مطالب ما را یاری خواهد داد.

خوشحال می‌شویم که صفحه ما را در فیسبوک دنبال کنید. دکمه لایک صفحه را در نوار کناری وبسایت می بینید.


مجموعه پادکست ز مثل زندگی
قسمت اول: ترنم بهار
با متن و اجرای صابر خطیری

پادکست ز مثل زندگی - قسمت اول: ترنم بهار

شما می‌توانید با استفاده از سرویس SoundCloud به صورت آنلاین به قسمت اول پادکست گوش دهید. همچنین با دنبال کردن ما در این سرویس، قسمت های جدید پادکست ز مثل زندگی را از دست نخواهید داد.


همچنین می‌توانید با دانلود فایل صوتی هر قسمت از پادکست،‌ آن را در اختیار همه‌ی کسانی که دوستشان دارید قرار دهید.




انرژی را در آغوش بگیرید!

 

نوع مطلب :مطالب آموزنده ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::

برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید. صابر خطیریآیا احساس می‌کنید بی‌حال و سست هستید یا در اواسط روز انرژی‌تان تحلیل می‌رود؟
عوامل بسیاری می‌تواند موجب از دست رفتن انرژی بدن شما شود اما روش‌های متعددی نیز برای افزایش سطح انرژی بدن شما در زمانی که انرژی‌تان به اتمام رسیده و تمرکز کردن برایتان دشوار شده است، وجود دارد.یک راه افزایش‌دهنده انرژی، حفظ آب بدن است اما نیازی نیست که شما به سراغ کافئین بروید. در ادامه چند روش انرژی‌ز‌ای طبیعی و ساده به شما ارائه می‌شود. این چند روش انرژی‌افزای طبیعی، موتور بدن شما را در کل روز روشن نگاه می‌دارند:

۱- یک سیب میل کنید. سیب دارای قند طبیعی است که می‌تواند به بدن انرژی بدهد. یک سیب همان اثر یک فنجان قهوه را دارد اما فاقد اثرات جانبی افت انرژی است. هر نوع سیبی (در انواع و اقسامی که در طبیعت وجود دارد)، انرژی‌زاست. بنابراین شما می‌توانید سیبی را که بیشتر از همه دوست دارید انتخاب کنید.

ادامه مطلب

زن نق نقو و الاغ پیر

 

نوع مطلب :حکایت ها و داستان های عبرت آموز ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید. صابر خطیریمرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب همیشه در مورد چیزی شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد وقتی بود که با قاطر پیرش در مزرعه به شخم زدن مشغول بود. یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت و نق نق زدن را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن زد و زن در دم کشته شد. چند روز بعد در مراسم تشییع جنازه، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک می شد، مرد گوش می داد و به نشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین می کرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک می شد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را به نشانه مخالفت تکان می داد. پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.


ادامه مطلب

هفت ضعفِ نفس از زبان جبران خلیل جبران

 

نوع مطلب :سخن بزرگان ، اندیشمندان و حکیمان ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


جبران خلیل جبران درباره نفس چنین بیان می کند، هفت جا نفس خود را حقیر دیدم:
نخست: هنگامی که تن به پستی و ذلت می داد تا بزرگی یابد.
دوم: آنگاه که در برابر از پا افتادگان، می پرید.
سوم: آنگاه که بین آسانی و دشواری...حق اختیار داشت و آسان را انتخاب کرد.
چهارم: آنگاه که گناهی مرتکب شد و با یادآوری اینکه دیگران نیز همچون او دست به گناه می زنند، خود را دلداری داد.
پنجم: آنگاه که از ناچاری، به زور چیزی یا کاری را پذیرفت و صبر و شکیبایی‌اش را ناشی از توانایی دانست.
ششم: آنگاه که زشتی چهره‌ای را سرزنش کرد، حال آن که زشتی یکی از نقاب‌های خودش بود.
هفتم: آنگاه که آوای دعا و ستایش سرداد و آن را فضیلت و برتری پنداشت.


با تشکر از بانوی فهیم خانم نرگس ذوالقدر
پایدار باشید



طناب را بردار!

 

نوع مطلب :مطالب آموزنده ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید.  صابر خطیری
این دور و برها طنابی هست که می توان با آن یک پندار زشت را به یک ستون محکم بست و برای همیشه از شر آن خلاص شد. همین نزدیکی ها ستونی هست که همیشه منتظر می ماند تا تو گامی برداری و با طنابی که همراه خود داری یک اندیشه ناامید کننده را به او ببندی و از شر آن فکر مزاحم برای همیشه رهایی یابی. درست همین الان و همین جا یک تصور باطل وجود دارد که نگران است مبادا تو روزی به خودآیی و طناب و ستون را ببینی و به سراغ او بروی. 

همه منتظرند تا تو کاری انجام دهی! پس چرا معطلی!؟ طناب را بردار!

پندارهایتان هماره زیبا



زنــــدگــی زیـــبـاسـت ای زیــــبــا پــسند

 

نوع مطلب :سخن بزرگان ، اندیشمندان و حکیمان ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::

برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک نمائید. صابر خطیری

زنــــدگــی زیـــبـاسـت ای زیــــبــا پــسند
زنـــده انـــدیــشــــان بــه زیــبایــی رسند
آنـــقــدر زیـبــاسـت ایــن بــی بازگـــشت
کــــز بــرایـش مـی تـوان از جـان گـذشت
مــُردن عــــاشـــــق  نــمــی میــرانَـــدَش
در چـــــــــراغ تــــــازه مـــی گــیرانـــــدش
بــــاغــها را گــــــر چــه دیــــوار و در است
از هـــواشــــان راه بـــا یــکــدیـــــگر است
شـاخه ها را از جــــدایی گــر غـــم است       
ریشه هاشان دست در دست هم است   

   امیر هوشنگ ابتهاج


دل نوشته های من - سِــرُم زندگی

 

نوع مطلب :دل نوشته های من ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید. صابر خطیری
بر روی تخت بیمارستان بــر دار قالی ِ خیالاتم، لحظه های زندگی را نقش می زدم و قالی زیبای زندگی را با هر آنچه که در پیرامونم یافت می شد، رج به رج می بافتم. در چند لحظه، همه چیز ِ زندگی را با سِـرُمی که به رگ هایم متصل بود و همچون رودی در آن جریان داشت به تماشا نشستم و نقش زدم و بافتم. هه... چه با شتاب هر آنچه که در سِـرُم بود در رگ هایم جاری می شد و تمامی وجودم را از خود پُـر می کرد! در میان این خیال بافتن ها اندیشیدم که همه ی ما طبیان ِ زندگی خویشتنیم و همواره در گذر ثانیه ها، دقیقه ها، ساعت ها... و روز ها و شب ها هر آنچه را که تصور می کنیم و گاها دروغ، حسد، غرور، غیبت و از این قبیل را بی آنکه آگاه باشیم به رگ ها و سراسر وجودمان جاری و به روح مان تزریق می کنیم و مانند مواد افیونی به آنها وابسته شده و هر روز بیش از پیش بر میزان آنها می افزاییم تا بدانجا که نه انسانی می ماند و نه... انسانیتی. 
دروغ... که با یکبار گفتنش ، ناچاری باز هم دروغ های دیگری را نیز به دروغ ِ پیشینت پیوست کرده، آنقدر که آرامش نقش موهومی می شود بر دار قالی زندگی ات.
حسد... به چه، به که؟ وقتی که تو انسانی منحصر به فرد و خارق العاده ای و هیچکس را یارای قیاس با تو نیست... وقتی که تو به تنهایی هم می توانی تبلوری از خدا و زیبایی باشی.
غرور... وقتی که با داشتنش بهترین داشته هایت را از دست خواهی داد... و "هست" هایت را با آن به "بود" بدل خواهی کرد.
غیبت... وقتی که دیگران از گفته هایت بر تو قضاوت می کنند و تو با انجام چنین عملی، بی آنکه بدانی از اطرافیانت دور شده و برایشان نقطه ی کوری خواهی شد. 
و مواد افیونی دیگری چون اینها که ما در لحظه لحظه های زندگی مان به خود تزریق کرده و روح مان را با آنها به تباهی می کشانیم.

هم خاکانِ من...هم خاکانِ من... بیایید از امروز، از این ثانیه و از این لحظه صداقت، تلاش، فروتنی، مهربانی، صفا، همکاری، همیاری... و جان ِ کلام عشق و انسانیت را در سِـرُم زندگی مان جاری کرده، تا چون چشمه ای زلال به رود و به سوی دریای بخشایشگر بزرگ که از رگِ گردن به ما نزدیکتر است پیش رفته و بر ساحل امن او پهلو گرفته و در آغوش مهربانی اش آرام گیریم.

سِـرُم زندگی تان مالامال از عشق و انسانیت

صابر خطیری
شهریور 1392


ویژگی‌های مثبت یکدیگر را بیشتر ببینیم

 

نوع مطلب :داستانهای شیرین ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید. صابر خطیری
یکی از استادهای دانشگاه تعریف می‌کرد. چندین سال پیش برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم. سه چهار ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته بود که یک کار گروهی برای دانشجویان تعیین شد که در گروه‌های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام می‌شد. دقیقا یادمه از دختر آمریکایی که درست روی نیمکت کناری می‌نشست و نامش کاترینا بود پرسیدم که برای این کار گروهی تصمیمش چیه؟ گفت اول باید برنامه زمانی رو به ببینه، ظاهراً برنامه دست یکی از دانشجوها به نام فیلیپ بود. پرسیدم فیلیپ رو می‌شناسی؟ کاترینا گفت آره، همون پسری که موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو می‌شینه! گفتم نمی‌دونم کیو میگی! گفت همون پسر خوش‌تیپ که معمولا پیراهن و شلوار روشن شیکی تنش می‌کنه! گفتم نمی‌دونم منظورت کیه؟ گفت همون پسری که کیف و کفشش همیشه باهم ست هست! بازم نفهمیدم منظورش کی بود! اونجا بود که کاترینا تون صداشو یکم پایین آورد و گفت:


ادامه مطلب

زندگی، امتحان ریشه هاست

 

نوع مطلب :سخن بزرگان ، اندیشمندان و حکیمان ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی بر روی آنها کلیک کنید. صابر خطیری
زندگی، برگ بودن در مسیر باد نیست؛
زندگی، امتحان ریشه هاست؛
ریشه هرگز در مسیر باد نیست؛
زندگانی پیچک است؛
انتهایش می رود پیش خدا؛
باید آن را آب داد؛
شادمان، با آب پاش لحظه ها

زندگی تان مملو از عشق و دوستی




و خدایی که در این نزدیکی است

 

نوع مطلب :سخن بزرگان ، اندیشمندان و حکیمان ،

نوشته شده توسط:صابر خطیری ::


برای دیدن تصاویر با اندازه واقعی روی آن کلیک کنید. صابر خطیری
 به دنبال خدا نگرد، خدا در بیابان های خالی از انسان نیست، خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست، خدا در مسیری که به تنهایی آن را سپری می کنی نیست، خدا آنجا نیست، به دنبالش نگرد. خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست، در قلبی است که برای تو می تپد، خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد، خدا آنجاست. خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست، در جمع عزیزترین هایت است، خدا در دستی است که به یاری می گیری، در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی، خدا در دیر و بُـتکده و مسجد نیست، لابلای کتاب های کهنه نیست، این قدر نگرد، گشتنت زمانی است که هدر می دهی، زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد.


ادامه مطلب

  • تعداد کل صفحات:72 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


و بالاخره اولین پادکست رسمی ز... مثل زندگی یکشنبه 17 فروردین 1393
انرژی را در آغوش بگیرید! دوشنبه 25 آذر 1392
زن نق نقو و الاغ پیر یکشنبه 5 آبان 1392
هفت ضعفِ نفس از زبان جبران خلیل جبران دوشنبه 29 مهر 1392
طناب را بردار! جمعه 26 مهر 1392
زنــــدگــی زیـــبـاسـت ای زیــــبــا پــسند جمعه 26 مهر 1392
دل نوشته های من - سِــرُم زندگی چهارشنبه 10 مهر 1392
ویژگی‌های مثبت یکدیگر را بیشتر ببینیم جمعه 15 شهریور 1392
زندگی، امتحان ریشه هاست جمعه 15 شهریور 1392
و خدایی که در این نزدیکی است شنبه 3 فروردین 1392
بازی پینگ پنگ ذهنی سه شنبه 29 اسفند 1391
جملات و نقل قولهای انرژی بخش (6) سه شنبه 29 اسفند 1391
ده هدیه به خویشتن دوشنبه 30 بهمن 1391
بهترین باش! پنجشنبه 12 بهمن 1391
کتاب " سرگذشت جذاب کارآفرینان بزرگ دنیا " چهارشنبه 13 دی 1391
دل نوشته های من - آب ِ حیات چهارشنبه 1 آذر 1391
اصل مطلب! شنبه 27 آبان 1391
دنیا در انتظار توست! چهارشنبه 17 آبان 1391
دل نوشته های من - از تبار کوروش چهارشنبه 3 آبان 1391
گام اول چهارشنبه 26 مهر 1391
شاد باش چهارشنبه 26 مهر 1391
خنده بر هر درد بی درمان دواست! چهارشنبه 8 شهریور 1391
دل نوشته های من - عـِـطر لبخند پنجشنبه 29 تیر 1391
زندگی یک مقصد بی‌انتهاست شنبه 17 تیر 1391
خوشبختی یک سفر است، نه یك مقصد جمعه 16 تیر 1391
سادگی بالاترین حد پیچیدگی است پنجشنبه 15 تیر 1391
امروز تخم کار٬ که فردا مجال نیست! چهارشنبه 31 خرداد 1391
و خدایی که در این نزدیکی ست سه شنبه 16 خرداد 1391
پدر یعنی تپش در قلب خانه دوشنبه 15 خرداد 1391
پیروزی در کنار هم پنجشنبه 11 خرداد 1391
لیست آخرین پستها
Change Language
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نظرسنجی
    کدام بخش از مطالب بیشتر مورد توجه تان قرار گرفت؟










خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید: همان لحظه ای که تصور میکنی به آخر دنیا رسیده ای ؛ درست در نقطه آغاز هستی.